خرگوش سفید

اینجا محل ابدی شما نیست!

2

سلام

 

اشکالی داره یه پست اسمش 2 باشِ ؟

حالا چرا 2 ؟

چون میخوام 2 تا موضوع کوتاه رو با هم مقایسه کنم ...

1 : من سگی دارم که هر روز به اون غذا می دهم ؛ او فکر می کند من خدای اویم ، نمیداند من هم برای خودم خدایی دارم ، شاید خدای من برای خودش خدایی داشته باشد ...

2 : روزی مولانا به حضور شمس رفت ؛ گفت ، ای شمس ، تو روی آب راه می روی ...
چگونه است ؟
شمس گفت ، من ذکری به تو یاد خواهم داد که آنرا پشت سر من بگوی و پا بر آب بگذار ...
چنین شد و شمس به او ذکر "یا شمس" را آموخت و با این ذکر مولانا پای بر آب نهاد و برفت ...
روزی مولانا خواست بداند خود شمس چه می گوید ... گوش فرا داد و دقت کرد و شنید او "یا خدا" می گوید ...
گفت ، من نیز چنین کنم ... چنین کرد و در آب افتاد و تمام خیس شد ...
شمس به او روی کرد و گفت ، من کسی را صدا می کردم که خوب می شناسم و ایمان دارم ... از تو خواستم کسی را صدا کنی که به او ایمان داری ...

--

 

حالا داستان از این قرارِ که ما از هر قوم و مذهب ؛ به چیزی که ایمان داریم احترام میگذاریم و جالبتر اینکه از اون واقعاً نتیجه می گیریم ...

و یادمون باشِ که با اینکه هیچ چیزی در دنیا قطعی نیست ؛ ما باید به همون چیزی که بهش ایمان داریم اعتماد کنیم و به چیز های دیگری که دیگران به اونها ایمان دارن هم احترام بگذاریم ؛ چون نمیدونم واقعاً کدوم درستِ ... شاید هیچکدوم ...

شاد و آزاد زندگی کنیم ...

  
نویسنده : رهام ماهر ; ساعت ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٥


هندوانه

 

تا حالا فقط فکر می کردم میشه از خرگوشها چیز یاد گرفت ... اما الان میدونم که میشه از خیلی چیزای دیگه هم یاد گرفت ...

مثلاً هندوانه !

میدونین فلسفه ش چی ی ؟

 

پوست کُلفتش باعث میشه توی هر آبِ لجنی هم که بندازین ؛ بدون اینکه مشکلی براش پیش بیاد فقط خُنک بشه ...

کاش میشد ما هم عین هندوانه زندگی کنیم ...

بزرگ باشین ...شاد ؛ آزاد

  
نویسنده : رهام ماهر ; ساعت ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱


خونه ی بهار

چند وقت بود یهو خارش مغزی میگرفتم به این احوال :

 

آهای فلک که گردنت ؛ از هممون بلند تره

به ما که خسته ایم بگو ؛ خونه ی بهار کدوم وره

 

حالا فارق از اینکه خونه ی بهار کُجاست و این بهار خانم کی ی که فلک باید گردن بکشه واسه دیدنش و تازه باید اینقدر باحال باشه که بیاد آدرسُ صاف بذاره کفِ دستِ ما ! میخوام بگم که همه ی حرف خرگوشِ سفید اینه که باید گردن بکشیم ... باید بلند تر ببینیم ... خیلی چیزا هست که نمیشه دید ؛ یعنی دیدنش سخته ؛ باورش سخته ؛ باید رها باشی تا ببینی ...

 

میدونین که یه سری از صداها هست که ما نمی شنویم ؟ صداهایی که کمتر یا بیشتر از اندازه ی قابل قبول برای شنوایی ماست ... خوب !

حالا بیاین فکر کنین ؛ شاید بینایی ما هم به همین شکل باشه ، ما همه چیز رو نمی بینیم ؛ نور ماورای بنفس رو ؛ نور مادون قرمز رو ... و هزاران هزار نورِ دیگه که دیده نمیشه ... و باید با وسایل خاص ببینیم ...

پس میشه ؛ میشه چیزایی باشه که ما به این راحتی نمیبینیم ولی هست ... هست !

و چیزایی دیگه که ما فقط فکر میکنیم واقعیت دارن ... حتی این میتونه بخشی از تاریخ باشه ؛ تاریخِ گذشته ؛ تاریخِ امروز و تاریخِ آینده ...

باور کنیم که همیشه حقیقت چیزی نیست که ما میدونیم ...

و اینجا جای ابدی شما نیست ...

 

 

 

 

  
نویسنده : رهام ماهر ; ساعت ٥:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٤


اول !

خوب ... خوب که خوب !

 

میخوام برم که برگردیم سر همون اولِ اولِ اول ... نه بیگ بنگ ! شایدم !

 

میخوام برم از اول بگم که خرگوش سفید چی ی ... کی ی ... کُجاست ...

 

تا حالا فکر کردید کُجایین ؟ نه که کُجای دنیایین ... دنیا !

 

اینکه اصلاً دنیا کُجاس ... یا کُجا کُجاس ؟

 

بیا فکر کن اول زمین نبود ... بعد بیگ بنگ شد بود شُد ... ولی حالا این زمین که من و تو روش ایستادیم ... میدونم و میدونی و اگر نمیدونی بدون که فقط و فقط یه نقطه ی آبی اندازه ی یه غبار کوچیک توی فضاس ... تو فضایی که عادت کردیم بهش بگیم لایتناهی !

 

یعنی تَه نداره ... نداره ؟!

 

چیزی که تَه نداره چی هست ؟!

 

اینجاس که مجبوریم بگیم باید روزی چیزی از هیچ ؛ هیچ مطلق به وجود اومده باشه ...

 

سخت شُد ؛ نه ؟!

 

و خرگوش سفید ... بر خلاف چیزی که همه زود فکر میکنن ؛ من خرگوش سفید نیستم ؛ هیچوقت اسم خودمُ عوض نکردم ... من همونم که بودم ...

 

خرگوش سفید همینجاست ... جایی که تو توی اون روز رو شب و شب رو روز میکنی ...

 

خرگوش سفید جای توئه ... اما جای ابدی تو نیست ... نیست ...

 

  
نویسنده : رهام ماهر ; ساعت ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢٩


خرگوش سفید

سلام


خرگوش سفید برگشت ... نرفته بود البته ؛ تعطیل بود ... چرا؟

خودشم نمیدونه ...

پرشین بلاگ اشتباه کرده بود شاید و صفحه رو از مدیریت من خارج کرده بود ...

حالا خرگوش سفید برگشت ... بازم سوال و بازم همون حرفا ...

حرفایی که همه جا نیست ... خرگوشی که همیشه هست ...

 

خرگوش سفید ...

 

  
نویسنده : رهام ماهر ; ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢٦


بیمه ملت